امین رزم

بودهید هارما(داروماتایشی)

Budhid Harma

گفته میشود بودهید هارما (Budhid Harma) راهبی هندی که در قرن ششم میلادی پای پیاده از مدرس در هند تا شمالی ترین استان چین (هونان) را طی نمود.

در آنجا در معبدی به نام شائولین (شورینجی) به منظور آموزش و ترویج مذهب بودایی ، سکنی گزید.

تعالیم وی شامل مجموعه ای از تمرین های پرهیزگاری و قواعد خشک انضباطی بود که به واسطه وضعیت جسمانی ضعیف، پیروان او طاقت تحمل آموزش های وی را نداشته و بتدریج دچار ضعف و بی حالی می شدند.

امین رزم

از این رو بودهید هارما حرکاتی را برای تقویت بنیه جسمانی شاگردان خود ابداع نمود که به “۱۸ حرکت دست لوهان” معروف شد. این حرکات بتدریج گسترش یافته و پایه و اساس سبک های مختلف ورزش رزمی را تشکیل دادند.

داروماتایشی با الهام گرفتن از حرکات حیوانات حقیقی و افسانه ای ، یک سری تمرینات و ضربات دست را که تعداد آنها به هجده تکنیک می رسید را ابداع کرد.

بعدها این حرکات ، تغییر و توسعه داده شده و تبدیل به شکل هنرهای دفاع شخصی تبدیل شد.

از زندگی این راهب بودایی اطلاع چندان و دقیقی در دست نیست، زیرا که بارها معبد شائولین از طرف نیروهای داخلی و خارجی مورد تهاجم قرار گرفته و در این بین کلیه اسناد تاریخی از بین رفته اند.

عقیده  بر این است که (ده یانا) یا (مدرسه تفکر مذهب بودا) از چنین تعلیمات و آموزش هایی متولد شده است که چینی ها آن را (چان) و ژاپنی ها (ذن) می نامند.

هنر رزمی که به نام (شائولین چوان فا) یا (بوکس معبد شائولین ) شناخته می شود نیز به تمرینات (بودهیدهارما) ارتباط دارد.

تصور میشود که بسیاری از هنرهای رزمی چینی و ژاپنی نیز از این سنت رشد و نمو کرده باشند .

هر چند تشکیکات زیادی وجود دارد در مورد درست یا غلط بودن این افسانه که اگر برخی از حقایق تاریخی که این افسانه را آشکار می کند، حقیقت داشته باشند ، منبع جالبی خواهد بود .

این افسانه ، منعکس  کننده علاقه دو طرفه چین و هندوستان است به مذهب و آیین بودا و همین عامل بود که در قرن ۶ میلادی موجب ارتباط و تماس دو اقلیم هند و چین شد .

این حقیقت در اثر تحقیق دکتر(جوزف نیدهام)، متخصص بزرگ فرهنگ و ادبیات چین در قرن ۲۰نیز مورد تاثیر قرار گرفته است .

بودهید هارما که یک راهب بودایی بود بودائی گری را در هند همراه با شیوه دفاع از خود آموخت و آنگاه برای تدریس به معبد شورین چی در استان خونان واقع در چین رفت.

در چین او به این موضوع پی برد که مردم عادی چین نمیتوانند اصول و روش های پیچیده و حساس بودائی گری هند را فراگیرند.

بنابراین دو شیوه ساده تر و طبیعی تر که همان  ذن باشد را معرفی کرد. اما همین روش ساده شده نیز گاهی برای افراد عادی مشکل بود.

بالاخره بودهید هارما یک سلسله حرکات و تمرین های ساده  ابداع کرد که چینی ها آن را ” چوان فا ” و ژاپنی ها ” کمپو” نامیدند.

این حرکات بنام های گوناگون دیگری غیر از کمپو نیز خوانده شده اند و به سبب سادگی و بی معنی بودن ظاهری آنها کم کم بیشتر دست اندرکاران کاراته آنرا به فراموشی سپردند.

خوشبختانه چندتن از استادان چینی کاراته به اهمیت این حرکات وقوف یافته و آن ها را به شاگردان خود یاد دادند و این استادان از شاگردان خود می خواستند که هرگز تغییری در این حرکات نداده و همیشه در جلسات تمرین از آنها استفاده کنند و نیز به آنها گوشزد می کردند که این حرکات اساس هنرهای رزمی هستند.

ولی اغلب از آوردن دلیلی بر ادعای خود سرباز می زدند چون معتقد بودند که شاگردان کاراته باید خود به اهمیت این حرکات پی برده و از راه تجربه مفید و الزامی بودن آنها را درک کنند چون احتمال داشت تشریح اهمیت این حرکات از علاقه و دقت شاگردان نسبت به تجربه و تلاش در درک اهمیت این حرکات بکاهند.

بودهید هارما برای اولین بار تمرینات لازم برای دست یافتن به حس “ چشم سوم “ را به شاگردانش ارائه داد که در فنون رزمی و نیز در زندگی اهمیت بسزائی دارد.

روح و جسم بایدکاملاً متحد باشند. از آنجائی که آدمها غرق در نیازهای جسمی خود هستند بنظر میرسد که قدرت درک اتحاد و اتفاق جسم و روح را ندارند.

بنابراین یک فرضیه و اصل را از من بپذیرید و جسم و روح خود را طوری پرورش دهید که بتوانید به قوه درک بیشتری مجهز شوید.

امین رزم

نقل قولی دیگر در این خصوص میگوید :

تاریخ شائولین به حدود ۵۴۰ قبل از میلاد بر می گردد. زمانی که راهب هندی بودائی به نام بودهید هارما (به زبان چینی تامو) به چین سفر کرد تا با امپراطور ملاقات کند.

در آن زمان، امپراطور کار ترجمه متون سانسکریت به چینی را توسط راهبه های بودائی شروع کرده بود.

هدف از این کار فراهم آوردن شرایط تمرین این مذهب بوده است.

این کار پروژه ای اصیل بود اما وقتی که امپراطور باور کرد که این کار راه رسیدن به نیرواناست، بودهید هارما مخالفت نمود.

دیدگاه بودهید هارما در مورد بودائیسم این گونه بود که شما قادر به دستیابی به هدف خود نیستند اگر دیگران کارهای خوب خود را به نام شما انجام دهند.

در همین نقطه بود که امپراطور و بودهید هارما راه خود را از هم جدا کردند و بودهید هارما به معبد بودائی در همان نزدیکی رفت تا راهبه هائی را ملاقات کند که ایشان به کار ترجمه متون بودائی مشغول بودند.

معبد سال ها قبل در بقایای جنگل ساخته شده و بعدها کاملاً سوخته بود.

در زمان ساخت معبد، باغبان های امپراطور نیز درختان جدیدی در آن جا کاشتند. نتیجتاً اسم معبد را ”جنگل جوان“ گذاشتند.

وقتی که بودهید هارما به معبد رسید، او را پذیرفتند.

شاید احتمالاً فکر کردند که او فردی مبتدی یا خارجی است.

بودهید هارما که از معبد رانده شد، به سمت غاری در همان نزدیکی رفت و به مدیتیشن پرداخت تا این که راهب ها صحت مذهب او را دریافته و از او تقدیر کردند.

داستان بدین شکل است که او غار را از یک طرف و به کمک نیروی چشمش سوراخ کرده در واقع همراهی و شناخته شدن او در طول تاریخ گمشده است.

وقتی که بودهید هارما به راهب ها پیوست، مشاهده کرد که ایشان در شرایط فیزیکی خوبی نیستند.

اکثر کارهای آنان مثل راهب های قرون وسطی بود که ساعت ها پشت میز به حالت قوز کرده نشسته و به کار ترجمه متون مشغول بودند.

در نتیجه راهب های شائولین از نظر فیزیکی و روحی ضعیف شده و دیگر قادر نبودند حتی ابتدائی ترین تمرینات مدیتیشن بودائی را انجام دهند.

بودهید هارما با آموزش حرکات و تمرینات حرکتی به جنگ ضعف بدنی آنها رفت که همگی برای تقویت چی و قدرت بدنی طراحی شده بودند.

تمام این مجموعه ها اصلاح شده حرکات یوگای هندی (مخصوصاً هاتا و راجا) و براساس حرکات ۱۸ حیوان اصلی در علامت شناسی هند و چین و الفبای ورزش رزمی شائولین بودند (مثلاً ببر، خرس، پلنگ، مار کبری، مار، اژدها و غیره).

مشکل بتوان گفت که چه زمانی این تمرینات تبدیل به ”هنرهای رزمی“ شدند.

معبد شائولین در منطقه ای منزوی واقع شده بود و حرکت راهزنان و حیوانات وحشی جزو مشکلات همیشگی آنان محسوب می شد، پس هنرهای رزمی معبد احتمالاً برای پر کردن نیاز دفاع شخصی در معبد شائولین شروع شد.

بعد از مدتی، این حرکات به صورت سیستم دفاع شخصی کدبندی شد.

امین رزم

با گذشت زمان، این شاخه از بودا مشخص و مشخص تر شد زیرا کار مطالعه هنرهای رزمی هم شروع شد.

اصلاً نمی توان گفت که تامو هنرهای رزمی را ”اختراع“ کرد. قرن ها بود که هنرهای رزمی در چین وجود داشت.

اما در این معابد، امکان توسعه و مشخص سازی هنرهای رزمی و سبک های جدید و مختلف وجود داشت که به طور مشخص به آن شائولین می گفتند.

یکی از معضلاتی که بسیاری از تاریخ دانان غربی با آن روبه رو بودند، همانا تضاد اصول بودائی و عدم انحراف آن از مهارت های رزمی شائولین بود.

در واقع، کسی که ورزشهای شائولین کار می کند هرگز حمله نکرده و تحت هر شرایطی بیشترین دفاع را خواهد داشت.

ضمن این که، مطالعه هنرهای رزمی منجر به درک بهتر هرگونه تخلف و نتیجتاً نحوه پیشگیری از درگیری است.

با اغماض این مورد، بودائی که از پذیرفتن تخلف سرباز می زند (مثلاً حمله کردن) فقط آن را شروع کننده امر برمی گرداند.

اساساً متخصص ورزش رزمی دفع حمله را بر می گزینند اما اگر فرد مهاجم هم مهارت داشته و هم باعث آزار و اذیت شود، دیگر به راه حلی مؤثر و همه جانبه برای ناک اوت کردن یا مرگ او نیاز است.

هر چه قدر فرد مهاجم پیچیده تر و متخلف تر باشد، به شیوه گسترده تری باید حمله او را دفع کرد.

بنابراین، بودائی ها هیچ کس را مورد آسیب خود قرار نمی دهند.

فقط از هرگونه صدمه و آسیب اجتناب می کنند.

فلسفه شائولین همان است که از بودائیسم شروع شده و بعدها اصول تائوئی هم به آن افزوده شده و نهایتاً تبدیل به یک شاخه جدید گشته است.

پس حتی اگر معبدی هم در ابتدا تائوئی یا بودائی بوده است وقتی که شائولین شد، عضوی از سیستم جدید و ملغمه ای از فلسفه های چینی آن زمان بوده است.

سایر معابد از حنان نشأت گرفتند. دلیل این امر این بود که معبد اصلی از حملات تکراری دوره های رکود در حیطه امپراطوری در رنج بوده و رهبران منطقه ای نیز از نیروهای رزمی راهبه ها هراس داشتند.

ورزشکاران پناهنده شائولین معبد را به قصد شروع آموزش اولیه به سایر معابد بودائی و تائوئی ترک کردند.

امین رزم

در برخی شرایط نادر، متد معبد شائولین جدیدی تأسیس شد مانند فوکین کوانگ تونگ یا از حالت پیش تغییر یافت مانند وو ـ تانگ ـ اُ می شان.

آن دسته از راهبانی که از نظر سیاسی و نظامی درگیر این موارد هستند (مثل قصه ابرو سفیدها و هانگ تزو کوآن) منابع همیشگی خطر برای راهبان به شمار می رفتند.

شورش مشت زنی در سال ۱۹۰۱ آغاز نابودی معابد شائولین بود.

قبل از آن، چین توسط دول غربی و چینی و منافع تجاری اشغال شده بود.

بریتانیا خانواده امپراطوری را از طریق واردات و فروش تریاک تبدیل به عروسک خیمه شب بازی کرده و مردم فقیر را نیز به مواد مخدر معتاد کرده بود.

این امر منجر به تاخت و تاز سایر نیروهای اروپائی منجمله روسیه، فرانسه و هلند و بعدها ژاپن و آمریکا گردید.

اواخر سال ۱۸۰۰ چین به طور مشخص به نواحی ملی تقسیم که هریک توسط یکی از نیروهای خارجی (مشابه با برلین قبل از جنگ جهانی دوم با مقایسی بزرگ تر) کنترل می شد.

دشمنی و عداوت دراز مدت بین چین و ژاپن بدتر شده و تمام ”نیروهای مخاصم خارجی“ را نیز در برگرفت.

حرکتی ناسیونالیستی هم به کار تحقیر ملکه از سوی چینی ها اضافه شد.

در میان خط مقدم سربازان ”شیوه“ جدید رزمی کاران افسانه ای هم مشاهده می شوند، همانند بسیاری از مشت زن های مشهور شائولین (بروس لی را به خاطر بیاورید که در فیلم هایش به این زمان ها اشاره کرده و همواره خودش را به عنوان مشت زنی چینی معرفی می کرد.)

در نتیجه قدرت های نظامی آنها برای اشغال دولت ها کاملاً موفقیت آمیز نبود. (خیلی ها معتقدند که نیروهای جادوئی تائوئیست آنها را به اسلحه های آتشین تبدیل خواهد کرد).

شکست آنها منجر به دگرگونی مدرن آنها شد که همگی مطابقه با اسلحه ها و تاکتیک های نظامی بودند.

حذف نیروهای غربی سال ها به طول انجامید و در پایان جنگ جهانی اول چین تا حدی در سطح جنگ های داخلی قرار داشت.

نیروهای ملی نه تنها با دولت گرایان مبارزه می کردند، بلکه در هر دو طرف مجبور به مبارزه با ژاپنی ها (که هنوز هم بخش های عمده ای از ناحیه منچوری چین را در اختیار دارند) و نیز رزم آوران قدرتمند ناحیه ای بودند.

در بسیاری از قسمت های چین هرج و مرج بود اما در سال ۱۹۳۱، تقریباً تمام اشغال گران غیرآسیائی با موفقیت تمام بیرون رانده شد.

در اواخر سال ۱۹۳۰ که هوانوردان آمریکائی تحت عنوان ببرهای پرنده به کمک نیروهای ژاپنی آمده و قبل از جنگ جهانی ۲ باعث آزادی آنها شدند  و مبارزان اصلی درون چین ناسیونالیست ها و کمونیست ها بودند.

هر دو طرف دیدگاه های وطن پرستی عمیقی را به نمایش گذاشته ـ اگر با ما نیستی، بر عله مائی. بی طرف بودن هیچ معنائی به جز دشمن بودن نداشت.

در نتیجه، شائولین و سایر راهب ها مرتباً توسط سربازان هر دو طرف کشته می شدند.

نتیجه حاصل از این برنامه کشت و کشتار مهاجرت دسته جمعی شمار زیادی از راهب ها به تپه ها یا خارج از کشور بود با این امید که دانش شائولین با از بین رفتن معابد، هرگز از بین نرود.

معابد قربانیان نگون بخت جنگ در سرزمینی بودند که همگان قصد نمایش قدرت نیاکان خود را داشتند.

همگان توسط گروه های مختلف نظامی چپاول و تاراج شدند.

معبد اُ می شان ”کوه بزرگ سفید“ در استان زچوآن در قله کوه واقع شده و به تصور افسران چینی هدف مناسبی برای عملیات نظامی به شمار می رفت.

این معبد توسط نظامیان ناسیونالیست و کمونیست احاطه شد.

دست بر قضا، این سایت پزشکی و طبیعی توسط کمونیست ها و در اواسط ۱۹۷۰ بازسازی شد و اکنون به عنوان پارک ملی و ستاد پژوهشی پابرجاست.

حرکات و تمرینات بودهید هارما به همان شکل اولیه خود دست به دست گشته و به صورت اصول اولیه کمپوی چینی یعنی یانگی نون درآمد.

در سال ۱۹۰۰ یکی از اهالی اوکیناوا بنام یواچی به جنوب چین سفر کرده و زیر نظر یکی از بزرگترین استادان کمپو در آن زمان مدت ده سال به بررسی و فراگیری سه روش اساسی کمپو پرداخت.

در پایان این ده سال یواچی از روش های سه گانه بهترین حرکات و تمرینات را برگزید.

بدین ترتیب که از ” پانگی یون ” نرمشی بنام سانچین که بودهید هارما ابداع کرده بود و از دو روش دیگر نرمش های “سی سان” و ” سن چو روکو ” را انتخاب کرد این سه نرمش و تمرین اصول روش مشهور مکتب یواچی ـ ریو کاراته در اوکیناوا قرار گرفت.

به علاوه مطلب فوق بیانگر این حقیقت است که تفکر و اجرای تمرینات رزمی از زمانهای اولیه جزء جنبه های مکمل مذهب بودا بوده بطوری که یکی از آنها مجهول و ثابت و دیگری معلوم و متحرک بود.

امین رزم

در افسانه ای دیگر گفته میشود در حدود ۵۰۰۰ سال پیش شاهزاده ثروتمندی در هندوستان زندگی میکرد.

این شاهزاده با مشاهده و مطالعه حرکات دفاعی حیوانات موفق شد روشی ابتدائی دفاع از خود بدون سلاح را ابداع کند.

آنگاه شاهزاده آزمایش هایش را روی اسیران و غلامان آغاز کرد او سعی داشت که نقاط ضعف بدن انسان را بیابد او با فرو کردن سوزن به نقاط مختلف بدن توانست نقاط فشار و ضعف را مشخص کند.

چنین نقل شده است که صدها غلام و اسیر در این آزمایش جان سپردند.

شاهزاده سپس روش های جنگی و دفاعی جانوران را بر روی این نقاط ضعف بدن انسان آزمایش کرد و فرمول دفاع بدون اسلحه را بوجود آورد.

ذن فرقه ای از مذاهب بودائی است که در هند تولد یافت و سپس به ژاپن نیز کشانده شد برخلاف سایر فرقه های ZEN بودائی ذن معتقد به جستجوی حقیقت از طریق بصیرت و خویشتن نگری است.

سی اوکیتاما در حدود ۴۰۰ سال پیش در ژاپن کنترل جزیره اوکیناوا را بدست گرفت و طی فرمانی از اهالی این جزیره خواست که اسلحه های خود را به ژاپنی ها تسلیم کنند.

یکی از این جنگ افزارها که بدست ژاپنی ها افتاد ” سی نا ” نامیده میشد سی نا جنگ افزاری سه شاخه بود که مانند شمشیر در حمله و دفاع و مانند نیزه برای حمله و هدفگیری از راه دور بکار برده می شد.

افراد مسلح به سی نا معمولا سه سی نا با خود داشتند، دو قبضه از سی نا را بدست می گرفتند.

به این ترتیب که دسته سی نا را در دست مخفی کرده و تیغه آنرا در امتداد بازو و به بالا قرار میدادند و سومین سی نا را به کمربند خود می آویختند که اگر در هنگام نبرد یکی از دوسی نا که در دست داشتند از دستشان می افتاد و یا پرتاب می کردند از سی نا سوم استفاده کنند.

استادانی در فن بکاربردن سی نا بودند که می توانستند با سی نا پای آدمی را بر زمین بدوزند.

سی نا در مقابل چوب دستی و شمشیر جنگ افزار بهتری به حساب می آمد.

با گرفتن شمشیر در بین یکی از زبانه های کناری و تیغه با یک حرکت سریع مچ می شد که یا شمشیر حریف را از دستش خارج کرد و یا آن را شکست.

از دسته سی نا در ضد حمله و از تیغه آن در حملات مستقیم استفاده می کنند.

ورزشهای رزمی و دین بودا در هنر چین

 

اغلب در طرفین مجسمه بودا دو تن از راهبان محافظ به حالت ایستاده و یا نشسته دیده می شوند محافظی که در طرف راست بودا قرار دارد در حالت آزاد و محافظ سمت چپ در حالت تمرکز کامل است.

پس از ابداع ورزشهای رزمی و تلفیق آن با ذن توسط بودهید هارما راهبانی که به آموختن ذن سرگرم می شدند ورزش رزمی نیز یاد می گرفتند. بودهید هارما معتقد بود که پرورش تن و جان در یک زمان و باهم بسیار متفکرانه تر از پرورش صرف نیروی بدنی یا ذهنی بطور مجزا از هم است.

در مورد ارتباط ورزش رزمی و ذن مطالب بسیاری در دسترس نیست و هر چند مجسمه ها و نقاشی های این دوره حاکی از این ارتباط هستند.

نقاشان این دوره با بهره گیری از حالات ورزش رزمی مسائل مربوط به ذن بودائی گری را در تابلو های خود نشان داده اند.

لازم  به یادآوری است که اصول ذن بودائی گری اصول اختصاصی ذن نبوده و سالها پیش در مذاهب مختلف و فلسفه های فکری متنوع نظیر هندوئیسم و تائوئیسم و لائوئیسم به این اصول استناد و عمل می شده و در واقع ذن از همین مکاتب فکری و مذهبی اصول منطقی ترشان را گرفته و بصورت ذن بودائی گری فهم برخی از اصول مذاهب و مکاتب فکری لازم است.

در مکتب تائوئیسم، مساله هماهنگی با طبیعت مطرح می شود.

به این صورت که باید قوانین اصلی و اساسی طبیعت را پذیرفت و در برابر آنها سر فرود آورده و تسلیم شد.

تائویا راه سمبل تائوئیسم است که نشانگر گره هایی است که بشر را به جهان فانی وابسته میکند.

ضعف و ملایمت نمایشگر تائو است.

دستیابی از دست دادن است. تسلیم شدن پیروز شدن است. خاموش گردی زاده این عقیده است که بشر می تواند از راه نوعی از خود بیخود شدن به ارزش های بالاتری از انسان دست یابد.

این روش از نظر بکار انداختن نسبی حواس کاملاً شبیه یوگا است اما در این روش به عوض یک حالت نشسته یوگا از نرمش های عجیب و حالات مختلف اعضاء استفاده می شود.

این نوع تفکر و تامل فعالانه کاملا شبیه روشی است که توسط بودهید هارما ابداع شد و شاید این روش را خاموش گری بودهید هارما به عاریت گرفته باشد چون در این دوره تشخیص و تمیز اصول شاخه های گوناگون مذهبی کاملا میسر نیست.

در میان فرقه های مختلف وجود درگیری ها و گاهی نزاع های مذهبی غیر متداول نبود.

تا بدین جهت این روش ها را که در واقع روش های دفاع از خود و در عین حال تعلیمات مذهبی این قرن بودند باید به دقت  حفظ و حراست می کردند.

شاگردان پشت درهای بسته معابد تعلیم می دیدند و سوگند می خوردند که اسرار مذهب را فاش ننمایند.

تنها مدارک باقیمانده از این دوره مجسمه ها و نقاشی های این عصر است که بدون اطلاع از ورزش رزمی قابل تعبیر و تفسیر هستند.

راهبان همیشه چه در حال حرکت و چه در حال تفکر و تامل روحانی نوعی وضعیت و حالت رزمی اتخاذ  می کردند.

مردمی که این وضعیت ها را نمی شناختند تصور می کردند که طرز قرار گرفتند دستها و حالات نشستی و یا راه رفتن ویژه جزیی از حالات تفکر و تامل عادی آنهاست.

مو شین مورشین

اصل توانائی به آزاد کردن مغز از هرگونه فکر است که چه به ظاهر این اصل اندکی عجیب و بی معنی به نظر میرسد.

لیکن بعد از اندکی تفکر و تجربه میتوان به نتیجه ای کاملاً برعکس این برداشت ظاهری رسید.

معمولا کسی که میخواهد شیئی را کاملاً دقیق و واضح ببیند درست برخلاف کاری که باید انجام دهد عمل میکند و به احتمال زیاد طوری به شیئی  مورد نظر نگاه می کند که گویی میخواهد از درون آن پشت جسم را ببیند.

امین رزم

یک استاد ذن هرگز به یک جسم نگاه نمی کند بلکه فکر خود را به مانند آینه ای کاملا صاف و روشن میکند تا جسم خود را در آن منعکس گردد و بدین ترتیب نیازی به خیره شدن به جسم برای دیدن آن ندارد.

بعدها خواهیم دید که از این اصل چگونه در ورزشهای رزمی استفاده می شود.

نخست باید توجه داشت که هرچه بیشتر بخواهید حواس خود را به جسم معطوف کنید کمتر قادر خواهید بود واقعیت وجودی حریفتان را ببینید.

حریف شما انسانی آشنا به روش ها و کارایی های بیشمار و مانند هر انسانی دیگر دارای نقاظ ظعف ویژه خودش است.

پس باید حریف را با تمام خصوصیاتش و مهارت ها و ضعف هایش در نظر گرفت و چنانچه بغیر از این به حریف نگاه کنید مسلما موقعیت خودتان را به خطر انداخته اید.

حال برای اینکه حریفتان را به خوبی و کاملاً  ببینید لازم است اولاً مغز خود را از هرگونه فکر دفاع و هر روش دیگری آزاد کرده و آنگاه مستقیماً در چشم های حریفتان خیره بشوید.

در چنین حالتی آمادگی کامل داشته و حرکاتتان عکس العمل های طبیعی هماهنگی میان مغز و جسمتان خواهد بود.

 

اصل پیوستگی

این اصل بسیار مهم و خبرگی و مهارت کامل در آن مشکل است.

به زبان ساده اصل پیوستگی یعنی اینکه دفاع شما باید همزمان با حمله حریف شروع شود .

این همزمانی به آن مفهموم نیست که مثلا بازوی شما هم وقتی حریف بازویش را به حرکت در آورد شروع به کار کند.

منظور از دفاع در اینجا حالت دفاعی روحی و ایجاد هماهنگی در عکس العمل های بدن است.

این ترتیب هماهنگی دفاع جسمانی آغاز شود بدن شما عکس العمل های پیاپی از خود نشان خواهد داد.

نحوه عمل یک رزمی کار در هنگام زدن یک ضربه شاید بنظر تماشاچی عادی بسیار کند برسد اما باید دانست که یک رزمی کار ماهر تا لحظه ای که لازم نباشد از عکس العمل در مقابل یک ضربه خودداری می کند .

چون حرکت دفاعی چنین فرد ماهری یک عکس العمل کاملاً سریع است.

در اینجا ممکن است از خود بپرسید آیا تسلط و کنترل بر روی انعکاس ها و واکنش های خود خواهم داشت.

اگر هدف شما از پرورش انعکاس های جسمانی صرفاً به منظور دفاع شخصی است باید بگوییم که دستیابی به کنترل انعکاسات مقدور نمیگردد.

اگر پرورش فقط منجر به جسم گردد شخص حالت به اصطلاح غریزه حیوانی و غیر انسانی بودن پیدا می کند .

در کلیه موقعیت ها و فعالیت ها یکسان عمل می کند ولی اگر پرورش روح و فکر همراه باشد با هر موقعیتی به اقتضای آن رفتار خواهد کرد.

 

فرهنگ یک رزمی کار

ورزش رزمی ورزشی است که با تفکر پهلوانی درهم آمیخته است و دارای جنبه های همبستگی بیشماری می باشد.

ورزش رزمی اصلاً به خاطر رسیدن به ذن کامل به وجود آمده است که این هدف در کشورهای ژاپن و چین به طور قابل ملاحظه ای دنبال شده است که متاسفانه در ایران در خصوص این هدف عملکردهای لازم انجام نشده است.

امیدوارم استادان در این مورد فعالیت های بیشتری نشان دهند.

زیرا به وسیله کنترل ذهن میتوان به تمام اهداف در زندگی و در ورزش رسید.

امین رزم

بدون رسیدن به ذن نمی توان در ورزش رزمی هم کامل بود و فقط می توان یک تکنسین خوب بود و همچنین در یک محیط اصیل رزمی کارها باید با هم برادر باشند و در فراز و نشیب زندگی کمک و مددکار هم باشند .

حتی در امور شخصی یکدیگر را یاری نمایند ولی متاسفانه در محیط ما چنین امری کمتر به چشم می خورد و اصولاً غرور بیجا باعث می شود نه تنها افراد کمک یکدیگر نباشند بلکه تا حد امکان سد راه یکدیگر باشند.

در نتیجه چون روح پهلوانی در افراد به وجود نمیاید تا وقتی که استعداد بدنی اجازه دهد در میدان هستند و وقتی که از نظر فنی ضعیف شده مجبور به ترک جمع می شوند چون فقط آن ها به وسیله تکنیک خود می توانستند مطرح باشند و این افراد کسانی هستند که روح ورزش رزمی را نیافته اند.

در نتیجه وقتی به اصل مطلب که ورزش رزمی وسیله ایست برای غلبه روح بر جسم و کنترل حالات روانی منفی که متاسفانه دیر شده و زمان برگشت وجود ندارد.

اصولاً ورزش رزمی مانند ورزش های سنتی مملکت خودمان از ویژگی های خاص برخوردار است و افرادی که در راه این ورزش قدم می گذاشتند هدفشان غیر از رسیدن به مقامات والا از نظر اجرای تکنیک بود بلکه هدف رسیدن به نقطه ای بود که بتوانند کمک و یاری دهنده ضعف باشند.

حتی الامکان گره گشای مشکلات اطراف خود باشند ولی متاسفانه هرچه ورزش رزمی زمان بیشتر از عمرش گذشت از نظر روانی و معنوی عقب رفت.

فقط جنبه تکنیکی و تجاری به خود گرفت و اکنون در دنیا به اسم های مختلف سعی در تجاری جلوه دادن این ورزش می شود و حتی استادان بزرگ نیز از این تند باد در امان نمانده و مخصوصاً در کشور ژاپن این امر به حد اعلای خود می رسد.

امیدوارم روزی برسد که معنویات در ورزش رزمی در کشور بزرگ و غنی ایران عکس تمام دنیا در راس قرار گیرد.

در طی قرون ۱۴ تا ۱۶ میلادی چهره های برجسته ای از ورزش های رزمی در معبد شائولین گرد هم آمدند و سبک های اصلی ورزش رزمی را به تقلید از حرکات حیواناتی چون پلنگ، درنا، مار، ببر و اژدها به وجود آوردند.

لیکن امپراتور وقت که بتدریج از فعالیت های ساکنان این معبد دچار ترس و نگرانی شده و معبد را تهدیدی برای حکومت خود می دید، فرمان انهدام و به آتش کشیدن معبد شائولین را صادر کرد.

در لشکرکشی امپراتور برای انهدام معبد، فقط تعداد اندکی از افراد توانستند از مهلکه جان سالم به دربرند.

این واقعه تلخ موجب انتشار و اشاعه ورزش های رزمی معبد شائولین که تا آن زمان محفوظ و مخفی مانده بود به سایر نقاط کشور چین گردید.

هر چند امپراتوران برخی از سلسله های حاکم بر چین تمرین های ورزش های رزمی را خطری برای حکومت خود قلمداد نموده و انجام آن را ممنوع اعلام کرده بودند ولی امپراتورانی هم بودند که به علت علاقمندی به این تمرین ها موجبات ترویج آن را فراهم کردند.

در دوران سلسله های شانگ (shang) و ژو (zhou) حرکاتی از ورزش رزمی بوجود آمد که برای آموزش سربازان استفاده می شد و همه ساله در پاییز و بهار مسابقه های خاصی به نام جیائو برای انتخاب سربازان نمونه و اعطای عناوین افتخاری برگزار می شد.

با ایجاد کاربرد نظامی ورزش رزمی، رفته رفته حرکات رزمی با شمشیر، نیزه و چوب بوجود آمد.

ظهور گروههای نمایش خیابانی به نام لوکی (Luqi) که از طریق نمایش حرکات رزمی امرار معاش می کردند، خود باعث گسترش بیشتر آن گردید. دوران سلطنت سلسله های کینگ (Qing) و مینگ (Ming) را می توان عصر شکوفایی ورزش رزمی به شمار آورد.

در طی سال های ۱۹۱۲ تا ۱۹۴۹ سازمان های بسیاری در چین برای آموزش ورزشهای رزمی تشکیل شدند مثل انجمن هنرمندان رزمی و انجمن تربیت بدنی و … که در گسترش آن نقش مهمی را ایفا کردند.

در سال ۱۹۵۶ انجمن ورزشهای رزمی چین در پکن تشکیل شد که با اشاعه حرکاتی چون فرم ساده شده تای چی چوان، چانگ چوان، حرکت شمشیر پهن و باریک، نیزه و چوب در سطوح مبتدی، متوسط و عالی در بهبود همگانی شدن هنرهای رزمی کمک شایانی کرد.

در سال ۱۹۵۸ نخستین پیش نویس قوانین مسابقه هنرهای رزمی توسط کمیسیون ورزش و تربیت بدنی ایالتی گردآوری و تنظیم شد.

با راهنمایی های همین کمیسیون و انجمن ها، اتحادیه ها، مدارس ، انجمن های تحقیقاتی، تیم های آماتوری و حرفه ای در مراکز آموزشی، محلات، شهرها و ایالات تشکیل شدند که شبکه عظیمی از فعالیت های جمعی هنرهای رزمی را به وجود آوردند.

تیم ها و انجمن های در برخی از کالج ها و دانشگاه ها تشکیل شدند و در برخی از موسسه های تربیت بدنی، رشته تحخصصی در مقطع لیسانس و فوق لیسانس دایر گردید.

در سال ۱۹۸۴ درجه استادی هنرهای رزمی توسط مجلس ایالتی تعیین شد.

با تصویب دولت چین در سال ۱۹۸۶ انستیتو تحقیقات هنرهای رزمی چین تشکیل و به عنوان عالی ترین مرجع هدایت تحقیقات فنی و آکادمیک در زمینه هنرهای رزمی را برعهده گرفت.

امین رزم

دولت چین با برپایی تورنمنت ها متعدد بین المللی، ورزش سنتی خود را هر چه بیشتر به جهانیان معرفی کرد و در سال ۱۹۸۷ با تشکیل فدراسیون آسیایی ووشو (WFA)، نخستین دوره مسابقه های آسیایی ووشو در یوکوهاما ژاپن برگزار شد.

دومین دوره مسابقه های آسیایی ووشو در سال ۱۹۸۹ در هنگ کنگ برگزار شد و در سال ۱۹۹۰ این ورزش در برنامه بازی های آسیایی قرار گرفت.  با تاسیس فدراسیون جهانی ووشو (IWUF) اولین دوره مسابقه های جهانی این ورزش در سال ۱۹۹۱ برگزار شد.

چنانچه دیدید افسانه ها و داستان های معدودی همراه با بحث و ابهامات در مورد ماهیت و حقیقت شائولین وجود دارد.

از استادان دانشگاه شنیده ایم که از وجود شائولین یا آوازهای کودکانش طفره رفته اند.

آیا فقط می توان به نقل قولهای دولت کمونیست چین اعتماد کرد یا این که معابد همگی موهوم و براساس داستان های قدیمی مواردی ساختگی هستند؟!

موارد ذیل برگرفته از منابع مختلف هستند و نتایجی است که در خصوص هنر های رزمی میتوان بنوعی مد نظر قرار داد:

۱. سبکهای خاص هنرهای رزمی را تا سطح استادی در معابد پیشنهادی تمرین می کردند

۲. هنرهای رزمی را قبل از تخریب کامل معابد در آن جا یاد می گرفتند

۳. توسط مربیان این معابد آموزش می دیدند.

استادان این فن به دلایل ذیل از مشهور شدن اجتناب می کردند:

۱. نمی خواستند در هیچ بحث و جدلی شرکت کنند. (شما در قبول یا رد این اطلاعات آزاد هستید.)

۲. ایشان اسامی جدائی را بعد از ترک چین پیدا کردند زیرا، به عنوان پناهنده نمی خواستند خانواده هایشان از کارهای آنها در رنج و عذاب باشند.

گسترش جغرافيايي

رشد و گسترش هنرهای رزمی در نقاط مختلف كشور چين تحت تاثير شرايط اقليمي و جغرافيايي قرار گرفته و بسته به شرايط اقليمي تكنيكهاي مختلفي را در خود بسط و پرورش داده است كه اصطلاحا به سبك هاي شمالي و جنوبي معروف شده اند.

سبكهاي شمالي چين :

سرزمين هاي شمالي چين بيشتر بصورت جلگه و دشتهاي وسيع و هموار است و بنابراين مردم اين سرزمين ها امكان اجراي حركاتي باز همراه با دويدن، پرش، جهش، معلق زدن و غيره را در اختيار داشته اند.

لذا تكنيك ها و سبك هايي كه در اين مناطق رشد و توسعه پيدا كردند داراي ويژگيهايي هستند مثل حركات باز، سريع، چابك و پر قدرت ريتم واضح، ضربات بلند دست و پا، دويدن، جهش، معلق زدن و غيره. همچنين حركات متعددي با استفاده از سلاحهاي كوتاه و بلند در اين مناطق بوجود آمدند.

از مهمترين سبكهاي شمالي كه اصطلاحا” مشت بلند ناميده مي شود مي توان به چانگ چوان ( chang quan ) اشاره كرد.

سبك هاي جنوبي چين :

جنوب چين به جهت شرايط اقليمي و جغرافيايي خاص خود كه بيشتر از رودخانه ها، جنگلها، مرداب ها و كوهستانها و در كل از مناطق ناهمواري تشكيل شده است.

حركاتي را در خود پرورانده است كه داراي ويژگيهايي مثل حركات سريع، اعمال قدرت، استقرارهاي محكم و استوار و موضع گيريهاي خوب بدن در واكنش به حملات مختلف از هر سو، ضربات بسيار فشرده سريع انفجاري، ضربات كوتاه، مشت هاي كوتاه و فريادهاي بلند مي باشد.

علت توسعه چنين حركاتي را شايد بتوان با شيوه زندگي مردم سرزمين هاي جنوبي چين مرتبط دانست.

اين مردمان بيشتر به كارهايي مثل صيادي و ماهيگيري مي پرداختند و بيشتر اوقات، منازعات و جنگ هاي آنها برروي قايق انجام مي شد.

لذا حركاتي كه نياز كمتري به دويدن و جابجايي داشته باشد مورد توجه قرار گرفت وگسترش پيدا كرد. ازمهمترين سبك هاي جنوبي ورزش ووشو كه اصطلاحا” مشت كوتاه ناميده مي شوند مي توان از نانچوان (  nan quan) نام برد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *