امین رزم

اسطوره من : میاموتو موساشی

میاموتو موساشی (به ژاپنی: 宮本 武蔵 – به روماجی: Miyamoto Musashi) (زاده ۱۵۸۴ میلادی – درگذشته ۱۳ ژوئن ۱۶۴۵ میلادی) که با نام‌های شینمِن تاکِزو، میاموتو بنوسوکه و نیتن دوراکو (نام بودایی‌اش) نیز شناخته می‌شود، رونین و سامورایی افسانه‌ای ژاپنی است.

او به خاطر مهارتش در شمشیرزنی و نیز پیروزی‌های چشمگیرش در نبردهای دونفره با شمشیر شناخته شده‌است.

او نخستین مبارزه‌اش را در سن سیزده سالگی انجام داد و پیروز شد. موساشی بنیان‌گذار سبک شمشیرزنی نیتن‌ریو (هیوهو نیتن ایچی‌ریو) و نیز نویسنده کتاب پنج حلقه[۱] (به ژاپنی: 五輪の書، گو رین نو شو) درباره استراتژی، تاکتیک و فلسفه است که هنوز هم تدریس می‌شود.

او کتاب‌های دیگری از جمله دوکودو (独行道، طریقت تنهایی) نیز نوشته است.

مطالعه در مورد شخصیت موساشی امروزه همانند قرن ها پیش نه تنها برای ژاپنی ها بلکه برای سایر کشورها نیز مورد توجه است, یکی از نویسندگان غربی در مورد او می نویسد منبع الهام موساشی می تواند ناشی از تواضع و سختکوشی او باشد

میاموتو موساشی (Miyamoto Musashi) یکی از شخصیت‌های بزرگ در تاریخ ژاپن بود.

او یک رهبر نظامی مؤثر با استراتژی‌ها بزرگ و همچنین هنرمندی بسیار بااستعداد بود.

هنرهای وی از جمله نقاشی، مجسمه‌سازی و خطاطی‌هایش در تاریخ ژاپن بی‌نظیر است. با این وجود وی بیشتر از آن جهت شهرت دارد که شمشیرزن بزرگی بود و به دلیل مهارتی که در شمشیرزنی داشت در ژاپن از او به‌عنوان قدیس شمشیر“ یاد می‌کردند.

نام کامل او شینمن موساشی (Shinmen Musashi) بود، نه کامی فوجی وارا  Kami Fujiwaraو نه گن شین “.Genshin

نام وی بعدها به مناسبت گرامیداشت محلی که در آنجا متولد شده بود، میاموتوMiyamoto نام گرفت. موساشی در سن جوانی یتیم شد و عمویش که یک بودیست بود سرپرستی او را به‌عهده گرفت.

میاموتو موساشی

در سن ۱۳ سالگی از نظر فیزیکی از سنش بزرگتر نشان می‌داد. وی جوانی سرزنده و با اراده بود. موساشی در رشته کن دو (kendo) آموزش دید و در آن بسیار پیشرفت کرد می‌گویند او در ۱۳ سالگی مردی را در رزم به قتل رساند، رقیب او آری ما کی جیArima Kigei از مدرسه هنرهای رزمی شین تو ریوShinto Ryu بود.

در ۱۶ سالگی، خانه را ترک کرد، و این آغازی بود برای سفرش با یک رزم ناو، که در بسیاری از مبارزاتش پیروز میدان بود و باعث شد که برای ششمین بار هم او را به خدمت اعزام کنند، تا اینکه بالاخره در سن ۵۰ سالگی دست از مبارزه برداشت.

وی همچنین مسابقات مهمی را در کیوتو (Kyoto) مقابل یوشیوکاس (Yoshiokas) که با اساتید دیگر برای خانواده آشی کاگا Ashikaga شمشیربازی می‌کرد، انجام داد.

موساشی برادر بزرگترش گن زی مونGenzemon  و دومین برادر خود دن شی چی روDenshichiro  را شکست داد.

پس از آن پسر جوان گن زی مون، به نام هان شی چی روHanshichiro او را به مبارزه طلبید؛ موساشی پنهان شد و انتظار کشید و در لحظه‌ای که هان شی چی رو کمترین امید را داشت او را به قتل رساند.

میاموتو موساشی

بعد از آن موساشی سفرش به سرتاسر ژاپن را ادامه داد.

وی شهرت به ‌سزائی کسب کرد. نام و یاد او از توکیو تا کیوشو در ذهن مردم باقی ماند.

او تا پیش از ۲۹ سالگی، در بیش از ۶۰ رقابت حضور داشت که در تمامی آنها پیروز شد.

نخستین شرح از مسابقات او در NIten Ki، یا دو گاه ‌شمار (وقایع‌نامه) آسمان، یک نسل بعد از مرگش توسط شاگردانش تألیف و منتشر شد.

موساشی در پی جستجوی مصممانه خود برای دستیابی به روشنگری از طریق شمشیر بخشی از عمر خود را جدا از جامعه سپری کرد.

او تنها به پیشرفت خود در مهارت‌هایش بهاء می‌داد، مانند مردانی زندگی کرد که نیازی به زیستن ندارند.

موهایش را شانه نمی‌زد و همسری برای خود اختیار نکرد و هیچ حرفه‌ای را برای باقی ماندن تحقیقات خود دنبال ننمود.

می‌گویند از ترس اینکه مورد حمله دیگران قرار نگیرد هرگز حمام نمی‌کرد. ظاهرش نامرتب و ژولیده بود.

رفتار عجیب و غیرعادی او سبب گیج شدن و نرساندن حریفانش می‌شد.

مشهورترین نبرد وی با ساساکی کوجی‌رو Sasaki Kojiri خدمتکار قدیمی و باوفائی از طایفه هوسوکاوا“ Hosokawa و سرشناس‌ترین شمشیرباز در کیوشوی Kyushu شمالی بود.

این نبرد در سال ۱۶۱۲ انجام گرفت. داستان اینگونه اتفاق افتاد که در زمان تعیین شده، کوجی رو هیچ نشانه‌ای از موساشی ندید.

موساشی که در مسافرخانه خواب مانده بود به آرامی بیدار شد و پیش از رفتن به محل نبرد صبحانه‌اش را خورد. او در مسیرش یک پاروی قدیمی را به شکل یک شمشیر برید.

زمانی که به جزیره رسید، کوجی ‌رو با حالتی خشمگین به سمت او رفت. چند کلمه‌ای با هم رد و بدل کردند که سبب عصبانیت بیشتر کوجی رو شد و سر موساشی را با شمشیرش شکافت.

موساشی هم در جواب سریعاً ضربه کشنده‌ای به سر او وارد کرد؛ وقتی کوجی رو بر روی زمین افتاد، با شمشیرش حوله را از سر موساشی انداخت و لبه پیراهن تکه تکه شده او را پاره کرد. موساشی ضربه کشنده دیگری به او وارد کرد و حریفش را کشت.

بعد از این نبرد، او در سال‌های ۱۵-۱۶۱۴ درگیر جنگ قلعه اوساکا (Osaka Castle) شد. از آن به بعد، مشتاقانه به جستجوی درک کامل از طریق کن دو KEndo  پرداخت و به جستجوی خود برای مفهوم حقیقی شمشیرزنی ادامه داد و ایمان آورد که هنر شمشیر زنی چیزی فراسوی مهارت تکنیکی یا جنگیدن است“.

در سال ۱۹۱۶، موساشی به غاری به نام ری گن دو Reigendo پناه برد.

در آنجا کتاب Go Rin No Sho The book of 5Rings را نوشت و چند هفته پیش از مرگش در ۱۹ می ۱۶۴۵ آن را به یکی از شاگردانش به نام تروئو نویویوکیTeruo Nobuyuki فرستاد.

به بیان خود موساشی، این کتاب راهنمائی است برای افرادی که می‌خواهند استراتژی (رزم‌آرائی) را بیاموزند.

هر چه مطلب این کتاب را بیشتر بخوانیم بیشتر پی به عمق آن می‌بریم.

میاموتو موساشی

وی در این کتاب می‌نویسد: زمانی که شیوه استراتژی را کشف کردید متوجه می‌شوید راه‌های بی‌شماری وجود دارد که قادر نیستند آن را درک کنید“ و در هر مورد سبکی متفاوت را تجربه می‌کنید.

این نکته در هر موقعیتی که نیاز به نقشه و تاکتیک وجود دارد، به‌کار می‌رود. تجار ژاپنی اصولی را که در کتاب Go Rin No Sho عنوان شده، راهنمای حرفه‌ای خود قرار می‌دهند و با ایجاد فعالیت‌های فروش همانند عملیات نظامی، همان روش‌های پرقدرت و پر انرژی را به‌کار می‌گیرند.

مطالعه در مورد شخصیت موساشی امروزه همانند قرن‌ها پیش نه تنها برای ژاپنی‌ها بلکه برای سایر کشورها نیز مورد توجه است، یکی از نویسندگان غربی در مورد او می‌نویسد: منبع الهام موساشی می‌تواند ناشی از تواضع و سختکوشی او باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *